السيد محمود الهاشمي الشاهرودي

415

فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى)

در مقصود از مقتضى ومانع سه احتمال مطرح است : 1 ) . مقتضى ومانع تكويني : مقتضى تكويني يعنى سبب كه جزئي از علت تامه مىباشد ؛ چه اينكه در اصطلاح ، علت تامه مركب از سه چيز است : سبب ، شرط وعدم مانع . سبب يعنى مؤثر ، وشرط چيزى است كه در به فعليت رسيدن تأثير نقش دارد . در مقابل ، مانع چيزى است كه مزاحم مؤثر در تأثيرش مىباشد ، مانند آتش كه سبب سوزاندن ؛ تماس آتش با هيزم ، شرط سوزاندن وتر بودن هيزم كه مانع سوزاندن مىباشد . 2 . مقتضى ومانع شرعي : مقتضى شرعي عبارت است از موضوع حكم . هر قيدى كه وجود آن در موضوع معتبر است در قلمرو تكاليف ، شرط ودر قلمرو احكام وضعي ، سبب ناميده مىشود وهر قيدى كه عدم آن در موضوع معتبر است ، مانع ناميده مىشود ، مانند آنكه شارع مقدس ملاقاة آب پاك با شئ نجس را موضوع نجس شدن آب ، وكر بودن آب را مانع نجس شدن آن در فرض ملاقاة قرار داده است . 3 . مقتضى عبارت است از ملاك حكم ومانع عبارت است از چيزى كه مزاحم تأثير ملاك حكم مىباشد . 2 برخى گفته‌اند : در اينكه مقصود قائلان به حجّيت قاعدهء مقتضى ومانع كدام معنا از معاني سه گانهء مقتضى ومانع است ، روشن نيست . 3 ديدگاهها : در اينكه قاعدهء مقتضى ومانع ، قاعده‌اى است معتبر كه هنگام شك در تحقق مقتضا با يقين به وجود مقتضى واحتمال وجود مانع ، به آن رجوع وحكم به تحقق مقتضا مىشود وبه احتمال وجود مانع اعتنا نمىگردد ، يا معتبر نيست ، مسئله محل اختلاف است . قول دوم به مشهور اصوليان نسبت داده شده است . 4 برخى ، قاعدهء مقتضى ومانع را در مورد تزاحم ملاكات معتبر دانسته‌اند ؛ بدين معنا كه در حكمي داراى ملاك ، اگر شك شود كه آيا اين ملاك ، ملاك مزاحمى هم دارد تا به عنوان ثانوي حكم أولى تغيير پيدا كند يا نه ؟ مقتضاى قانون عقلا اخذ به حكم أولى وعدم اعتنا به احتمال وجود ملاك مزاحم است . به عنوان مثال ،